السيد الطباطبائي
262
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
من اصله لا يحمل عليه الاخبار اذ لا معنى لدعوة القرآن إلى الحقيقة الشرعية من غير بيان و لا إشارة إلغازا و تعمية . ترجم حديث : ( يك حديث با سه طريق در سه قالب آمده ) : پرسيدم از امام جواد ( ع ) : معنى « واحد » چيست ؟ فرمود : آن كه هم زبان ها به يكى بودنش ، اجماع دارند . همانطور كه خداوند عزّ و جلّ در قرآن فرموده : « اگر از آنان ( مشركين ) بپرسى چه كسى آسمان ها و زمين را آفريده ، خواهند گفت : خدا . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : در اين حديث ها ، سه وجه محتمل است : 1 - امام ( ع ) معنى « واحد » را به همان معنى كه در ميان مردم معروف است وا گذاشته و از آن عبور كرده ، و استدلال كرده بر آن با آن چه كه هم عقول بر آن جمع شده اند كه عبارت باشد از اذعان به توحيد خدا . توضيح : واگذاشته و عبور كرده ، يعنى امام ( ع ) واقعيتى را كه در ميان هم مردمان جهان است ، محور قرار داده ، و به شرح جزئيات عقلى در معنى واحد نپرداخته است . همانطور كه در حديث شماره 1 همين باب اميرالمومنين ( ع ) واحد را چهار قسم معنى كرده سه قسم را دربار خدا ، صحيح ندانسته است . واقعيت : پيش تر گذشت كه هيچ انسانى وجود خدا را انكار نكرده و نمى تواند بكند زيرا « خدا دركى » مانند « خود دركى » است ؛ كسى نمى تواند وجود خودش را انكار كند همين طور نمى تواند خدا را انكار كند . افرادى كه مدعى انكار مى شوند يا خود فريبى مى كنند و يا دگر فريبى . همه اقوام ، قبايل ، مردمان و جامعه ها در طول تاريخ ، هميشه به خداوند معتقد بوده اند . فرق شان با همديگر در « شرك » بوده : آنان فلان بت را شريك قرار مى دادند و اينان فلان بت ديگر را . مردمى فلان توتم را شريك قرار مى دادند ، مردم ديگر توتم ديگر را . امام مى